کامران خطیبی

ابوالفضل صُلبی ، پیشکسوت بسکتبال ،ملقب به «عمو صُلبی» دعوت حق را لبیک گفت.عمو صلبی متولد ۱۳۰۳ بود و تنها یادگار تیم ملی بسکتبال اعزامی به المپیک ۱۹۴۸ لندن به شمار می رفت.کیهان ورزشی، درگذشت این پیشکسوت ارزشمند را به خانواده آن مرحوم و جامعه بسکتبال تسلیت عرض می کند.

 

به گزارش روابط عمومی فدراسیون بسکتبال به نقل از خبرگزاری کیهان؛

**روز عجیب ۷ اردیبهشت

وقتی برای پیداکردن گفت و گوهای «عمو صلبی» در آرشیو کیهان ورزشی پرسه می زدیم ، شماره ۱۸۸۸ کیهان ورزشی را به تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۷۰ پیداکردیم که زندگی نامه مفصلی از ایشان در آن به چاپ رسیده بود . برایمان جالب بود که این گفت و گو دقیقا در روز ۷ اردیبهشت منتشر شده بود ، یعنی همان روزی که به عنوان تاریخ فوت «عمو صُلبی» در تاریخ ماندگار شد.چکیده مطالب جالبی را که طی این سال ها در مجله کیهان ورزشی از «عمو صُلبی» به چاپ رسیده است تقدیمتان خواهیم کرد :

**راهزن ها ، باعث شدند به تهران بیاییم

ترک اردبیل و اصالتا بادکوبه ای هستم، پدر بزرگم تاجر بود و با کشور روسیه تجارت می کرد. یک روز راهزن ها او را در گردنه «قافلان کوه» گیر انداختند و کشتند. پدرم چشمش ترسید و آن زمان ما و خواهر برادرهایش را جمع کرد و به تهران آمدیم و در منطقه سنگلج ساکن شدیم. بهترین افتخارم در زندگی این است که هیچ وقت در زندگیم باعث نشدم کسی از دستم برنجد و قهر کند.

**خوب شد هیچ چیز از بسکتبال نمی دانست !

کلاس پنجم بود ، یک روز جمعه در کنار میدان فوتبال ، وقتی بچه محل ها به دو گروه ۵ نفره بسکتبال ، تقسیم می شدند ، یک یار کم داشتند . ابوالفضل صلبی با این که گفته بود ، این بازی را بلد نیست ، اما وقتی توپ را به او دادند ، آن را برداشت و چنان شروع به فرار کرد که گویا این آخرین فرار یک جوان از بندرسته اعدامی است !این،اولین نشانه های رشد یک قهرمان ملی بود …

**اولین باشگاه

زمین دانشگاه ، حالت یک تپه وسیع را داشت . بعدها در آنجا عمارت دانشکده هنرهای زیبا ساخته شد . سرودی ، باشگاه کانون جوان آقا شعاع را تمرین می داد . بازیکنان این تیم می دانستند که پیش از این که آقای سرودی لخت شود ، آن ها باید اول به گچ فروشی بروند و بعد زمین را خط کشی کنند .هیچ کس در این تمرینات حق صحبت نداشت . انضباط آن میدان ، سکوتی را می طلبید که در نجیبانه ترین اردوگاه های نظامی دیده نمی شد : یک قهرمان باید در سکوت بزرگ شود . یکی از غیرقابل بخشش ترین حرکات یک قهرمان این بودکه دستهایش در جیبهایش باشد . این ،اولین باشگاهی بود که ابوالفضل صلبی در آن شرکت می کرد .

**۱۹۴۸ لندن

اولین حضور بسکتبال ایران در بازی های المپیک به ۱۹۴۸ لندن برمی گردد. تیم بسکتبال کشورمان در گروه D با تیم های مکزیک، فرانسه، کوبا و ایرلند هم گروه شد و با دو پیروزی و پنج شکست به مقام چهاردهم رسید.در این رقابت ها ۲۳ تیم حضور داشتند که در آن دوره تیم هایی مثل آرژانتین، مجارستان، ایتالیا، چین، مصر، بریتانیا، سوئیس، عراق و ایرلند بعد از کشورمان در رده های پانزدهم تا بیست و سوم ایستادند. ترکیب تیم بسکتبال ایران در المپیک ۱۹۴۸ لندن متشکل بود از کاظم اشتری، اصغر احساسی، فریدون اسفندیاری، حسین هاشمی، حسین جبارزادگان، حسین کاراندیش، هوشنگ رفعت جاه، فریدون صادقی، ضیا ءالدین شادمان، ابوالفضل صلبی، حسین سروری و حسین صعودی پور.

***کت و شلوار شیک

ابوالفضل صلبی که در دیدار با فرانسه در میدان نبود ، در دیدار با ایرلند دل در دلش نبود . وقتی تیم ایران با شگفت زدگی تیم ملی ایرلند را ۴۹-۲۲ برد رییس سازمان ورزش ، به تک تک قهرمان های پیروزی که هر دم خدا ، در مترو گم می شدند ۵ پوند جایزه داد .متروی قدیمی لندن ، گویا برای گم شدن اختراع شده بود ! تیم ایران در بین بیست و شش کشور شرکت کننده ،چهاردهم شد . تمام این سال‌ها لذت پاداش ۵پوندی بعد از برد ایرلند، همراهش بود: «یه دست کت و شلوار خریدم، شیک».

**… با خروس و آجر !

بسکتبال در ایران با آجر شروع شد و با خروس وارد یک عصر تازه شد . تمرینات قهرمانان تیم ملی با خروس برای افزایش سرعت ، استارت و انعطاف بدنی یادگار همین عصر است .اینجا پادگان ژاندارمری و همان اردوی بازی های آسیایی۱۹۵۱ دهلی است که مدال برنز تاریخ بسکتبال ایران به دست آمد.ازچپ : ابوالفضل صلبی ، دکتر حسین صعودی پور ، کامبیز مخبری و حسین سرودی